خرید بک لینک
صدای گریه هایش از پنجره اتاق باز به گوش میرسد . با این که هر وقت مرا در ایوان میبیند از روی صندلیش بلند میشود به داخل خانه اش میرود اما باز دلم میخواد بروم و او را در اغوش بگیرم تا کمی ارام شود ... هر وقت سر حال باشد دستی برایم تکان میدهد و یک " های ' با لبخندی مصنوعی تحویلم میدهد این رفتارهای متناقض ش بعضی اوقات به خنده ام می اندازد. گاهی در حال مستی سیگاری بین انگشتانش دارد و در دنیای دیگریست

برچسب: عجیب,عادت,میکنیم, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 18:07

لحظه هایی هست که خیلی تحت فشاری و باید با یکی حرف بزنی تا اروم شی ....یا کسی رونداری ... یا کسی نیست .... یا یه جورهای اونایی که به حرفات گوش میدن دم دستت نیستند ... و یا گاهی خودت روت نمیشه با حرفات و غرغرهات وقت عزیزی رو تلف کنی اون لحظه ها بدترین لحظه های بی کسیت حساب میشهو وقتی اون لحظه احتیاج به حرف زدن گذشت ...حرفا حالا از هر جنسی میخواد باشه ... درد و دل و یا گله ویا غرغر ... دیگه گفتنش بی

برچسب: تنهایی, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:15

۹۶/۲/۲۸بایکوت همه ما زنا میتونیم فرشته باشیم یا نباشیم . وقتی یه زن کنار یه موجود پست می ایسته باید ناخنهاشو همیشه تیز نگه داره ... باید بلد باشه وقتش که رسید ازشون استفاده کنه ... این روزا دوست دارم این موجود پست رو با ناخنهای تیزم اشنا کنم ... البته از قدیم گفتن .... حرف درگوشی حرف زیاد دارم برای گفتن اما یه جاهایی باید کمی سکوت کنم چون از روی دلخوری و یا دلتنگی نباید حرفی بزنم بعد نوشت :

برچسب: پراکنده,گویی, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:15

نداشتن تحملی که باید مرا هدایت کند تا به انچه که هدفم هست برسم مشغله فکری این روزای من شده است ...ایا بی قراریهای دلم دلیل کم شدن تحملیست که باید داشته باشم و ندارم ؟ من برای رسیدن به اخر داستانی که باید هر چه زودتر اخرین صفحاتش را بنویسم بیقرارم ....بیصبرانه برای نوشتن داستانی تازه لحظه شماری میکنم انقدر که دوست دارم این روزها را با سرعت تندتری پشت سر بگذارم ...درست مانند زمانی که مشغول دیدن ف

برچسب: فریبا,میمونه,رفتنیه, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:15

صدای گریه هایش از پنجره اتاق باز به گوش میرسد . با این که هر وقت مرا در ایوان میبیند از روی صندلیش بلند میشود به داخل خانه اش میرود اما باز دلم میخواد بروم و او را در اغوش بگیرم تا کمی ارام شود ... هر وقت سر حال باشد دستی برایم تکان میدهد و یک " های ' با لبخندی مصنوعی تحویلم میدهد این رفتارهای متناقض ش بعضی اوقات به خنده ام می اندازد. گاهی در حال مستی سیگاری بین انگشتانش دارد و در دنیای دیگریست

برچسب: عجیب,عادت,میکنیم, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:15

همیشه گفتن حقیقت خوب نیست ... همینطور شنیدن واقعیتی که ظرفیتش را نداریم ... نمیگویم که دروغ بگوییم بلکه بهتر است که گاهی هیچ چیز نگوییم... شاید باید گاهی خودمان را سانسور کنیم احتمالا اینکار هم به نظر کار درستی نباشد اما به طور حتم بهتر از دروغ گفتن است . این را خوب فهمیده ام که ما ادمها هر چقدر مشتاق شنیدن واقعیت باشیم اما تلخی مزه ان به مزاجمان خوش نمیاید . یکبار در گرما گرم گفتگو با س خواست

برچسب: نویسنده: طاها جعفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:15

تو بمان
تا که نمانم
به تمنای کسی...

اگر برگشتنی ودیدی کسی پشتت رونداره یه نگاهی به بالا سرت بنداز انوقت میفهمی که خدا چقدر هوات رو داشته

بعد از انجام کارهایی که برایم واقعا سخت بود ولی بالاخره به کمک بچه های خوبم انجام شد میرم مسافرت

خلاصه بگم باغبانی تا سر حد خرحمالی ... یک خونه تکانی فوق العده سخت و نقاشی خونه که نود درصد ان روخودم به تنهایی انجام دادم .میرم سفر ... نمیخوام به هیچ چی فکر کنم جز اینکه بهم خوش بگذره !!!!

برچسب: خیالی, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:15

دوستی دارم که چند سال پیش پسرش رو از دست داد . روزی که همه امده بودند برای تسلیت گفت تحمل بعضی از این ادما توی این شرایط برام سخته ... گفتم معمولا در شرایط سخت ادم در کنار نزدیکانش احساس امنیت بیشتری داره ...گفت کسانی که خنده های منو تو لحظات خوب زندگیم نمیتونستند ببیند حق اینو ندارند که اشکهای تلخ منو ناظر باشند و تظاهر کنند که دلسوز من هستندان روز دوست من عذر خیلی ها را خواستان موقع برام هضم

برچسب: خاطره,گذشته, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:15

دلم برای ان وبم تنگه ... همون که اسم خودم روش بود.... همون که دوستای زیادی داشتم توش ... گاهی دلم میخواد برم سراغ تک تک شون ولی بعد منصرف میشم ...بعضی ها دیگه نیستند ... بعضی ها هستند ولی بازم نیستند ....بعضی ها هم اصلا دیگه نیستند ...

اصلا امدم تسلیت بگم ... بن بست ! دوست خوبم روح پدرت شاد

برچسب: دلتنگ,هستم, نویسنده: طاها جعفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 16:15

صفحه بندی